
ویژه نامه مبعث پیامبر اکرم(ص) : – ( در حال تکمیل شدن…)
{ بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين }
{ شرح داستان زندگی پیامبر اعظم صلواتالله علیه و آله توسط رهبر انقلاب (صوتی)}
{ داستانی از پیامبر اسلام(ص) توسط حجت السلام فاطمی نیا در محضر پیامبر اسلام(ص) (صوتی) }
● منبع: خبرگزاری - فارس
جوهر واحد مكتبها و اديان در مورد فرجام تاريخ اين است كه همة اديان، حتي ادياني كه پيامبري نداشتند و رهبران آنها چون بودا، مردم را به ديني بدون پيامبر و بدون خدا فراميخواندند، غايت و آرماني را براي بشر ترسيم ميكنند كه در آن آرمانشهر و مدينه فاضله، ديگر خبري از ستم و بيعدالتي نيست. در مقابل، عدالت در تمامي جنبهها جايگزين ستم و تبعيض، آسايش جايگزين رفاه، ايثار جايگزين خونخواري و صلح و آرامش جايگزين جنگافروزي ميشود. خلاصه اينكه در آن آرمان شهر، تمام ارزشهاي انساني ظهور خواهد يافت.
ادامه در:
شخصيت والاى گردآورنده نهج البلاغه (سيد رضى رحمه الله)
سيد رضى در سال 359 هجرى قمرى در بغداد ديده به جهان گشود، نامش ((محمد)) بود و بعدها به ((شريف رضى)) ((ذوالحسين)) شهرت يافت.
پدر وى ابو احمد حسين بن موسى بن محمد بن موسى بن ابراهيم بن موسى بن جعفر عليهالسلام كه از نسل امام موسى بن جعفر عليهالسلام بوده در دو دولت عباسى و آل بويه منزلت عظيمى داشت كه ابو نصر بهاء الدين به وى لقب ((الظاهر الاوحد)) داد.
ابو احمد پنج بار رياست و سرپرستى طالبين (سادات) را عهده دار شد، و در حالى كه عنوان ((نقيب)) و ((بزرگ)) سادات را داشت از دنيا رفت.
مادر وى فاطمه دختر حسين بن ابى محمد اطروش از نسل امام على عليهالسلام بود كه نسبش با شش واسطه به آن حضرت مىرسد.
فاطمه زنى فاضله، پارسا، بلند نظر و با تقوا بود و به همين دليل توانست فرزندانى همچون سيد شريف رضى و سيد شريف مرتضى در دامان خود پرورش دهد.
آرى سيد شريف رضى از چنين پدر و مادرى به دنيا آمد و در ميان چنين خاندان پاك و با شخصيتى پرورش يافت كه از كودكى آثار بزرگى، جلالت، مجد و عظمت از چهرهاش نمايان بود.
ابن ابى الحديد معتزلى در كتاب ((شرح نهج البلاغه)) ج 1، ص 41 داستان شاگردى سيد رضى و سيد مرتضى، نزد شيخ مفيد رحمه الله را نقل مىكند كه بسيار جالب و شنيدنى است:
((شيخ مفيد ((ابو عبدالله محمد بن نعمان)) فقيه شبى در خواب ديد حضرت فاطمه زهرا عليها السلام دخت رسول اكرم صلى الله عليه و آله دست دو فرزند كوچكش، حسن و حسين را گرفته و وارد مسجد كرخ يكى از محلههاى قديمى بغداد شد و آنها را به وى سپرد و گفت علمهما الفقه به اين دو فرزند فقه بياموز، شيخ مفيد شگفت زده از خواب برخاست، چون صبح شد مطابق معمول به آن مسجد رفت مدتى نگذشته بود كه ديد ((فاطمه)) مادر پاك و پارساى سيد رضى همراه با خدمتكاران خويش وارد مسجد شد در حالى كه فرزندان كوچكش سيد رضى و سيد مرتضى را به همراه داشت، شيخ مفيد تا آنها را ديد از جا برخاست و به فاطمه سلام كرد، فاطمه رو به شيخ كرد و گفت: اى شيخ اين دو فرزندان منند، آنان را نزد شما آوردم كه به ايشان فقه بياموزى.
شيخ مفيد به ياد خواب شب گذشته خويش افتاد و گريه كرد و آنگاه دستان خواب خود را براى فاطمه بازگو نمود، و بدينسان شيخ مفيد به تعليم و تربيت آن دو كودك همت گماشت، و خداوند نيز بر آنان منت گذاشت، و درهاى دانش و فضايل فراوانى را به روى آنان گشود و از آنان آثار ماندگار و مفيدى در روزگار به جاى ماند)).
مرحوم علامه امينى در كتاب ارزشمند ((الغدير)) ج 4، ص 181، درباره سيد رضى مىگويد: ((سيد رضى)) از مفاخر خاندان پاك نبوى و پيشواى دانشمندان علم و حديث و ادب و قهرمانى از قهرمانان عرصه دين و دانش و مذهب است.
آرى او در تمام آنچه از نياكان پاك خود به ارث برده بود پيشتاز و نمونه شد:
از دانش جوشان و فراوان، روحيات بلند، نظر صائب و ثاقب، طبع بلند و اباى نفس، ادب برتر و حسب پاكيزه، او از نوادگان شجره نبوى و از شاخههاى پربار ولايت علوى است، مجد و عظمتش را از حضرت فاطمه عليها السلام و بزرگى و سيادت را از امام موسى بن جعفر عليهالسلام به ارث برده است.
وى صاحب دهها فضايل ديگر است كه قلم را ياراى نگارش همه آنها نيست ... )).
سپس علامه امينى رحمه الله نام بيش از چهل كتاب را كه درباره زندگى و شخصيت سيد رضى سخن گفتهاند ذكر مىكند و مىافزايد:
((روحيات بلند او را مىتوان در كتابى كه ((علامه شيخ عبدالحسين حلى)) به عنوان مقدمه در جزء پنجم تفسير خود در 112 صفحه نوشته، خواند و شخصيت والاى او را در كتاب ((عقربه الرضى)) نوشته نويسنده معروف ((زكى مبارك)) در دو جلد قطور مطالعه كرد و پيش از اين دو تن، علامه شيخ محمد رضا كاشف الغطاء نيز درباره وى كتابى نوشته است)).
مرحوم محدث قمى در كتاب ((تحفه الاحباب)) ص 457، شماره 606 مىگويد: ((محمد بن الحسين الموسوى معروف به سيد رضى، برادر سيد مرتضى رضى الله عنهما ذوالحسين نقيب علوى و شريف اشراف بغداد مشهور به عظمت شان و علو همت و فصاحت زبان و عذوبت شعر، جلالت شان زياده از آنست كه ذكر شود، و از براى او در شرف نفس و علو همت حكاياتى است كه مقام نقلش نيست.
در ششم محرم سنه 406 به سن چهل و هفت سالگى وفات فرمود و سيد مرتضى از كثرت جزع و مصيبت نتوانست جنازه او را مشاهده نمايد، تصانيف او همه ممتاز است ...)).
مرحوم علامه امينى در كتاب ((الغدير)) نام 19 كتاب و اثر را از سيد رضى ذكر كرده كه مهمترين آنها كتابهاى زير است:
1 - نهج البلاغه (كه مجموعه ايست از سخنان و نامههاى حضرت على عليهالسلام).
2 - خصائص الائمه (كه سيد رضى در مقدمه نهج البلاغه به آن اشاره كرده).
3 - نامههاى علمى او (در سه جلد).
4 - مجازات لاثار النبويه
5 - معانى القرآن
6 - حقائق التاويل فى متشابه التنزيل و ...
آنگاه صاحب ((الغدير)) نام 81 كتاب را كه در شرح يا ترجمه نهج البلاغه تا زمان وى نوشته شده است ذكر مىكند.
سيد رضى در حالى كه به ده سالگى نرسيده بود قصيدهاى غراء سروده كه در آن نسب عالى خود را بازگو مىكند، و بسيارى از دانشمندان وى رإ؛پپ شاعرترين فرد قريش مىدانند.
خطيب بغدادى در ((تاريخ بغداد)) ج 2، ص 246 مىگويد:
((از محمد بن عبدالله كاتب شنيدم كه نزد يكى از بزرگان به نام ((ابوالحسين بن محفوظ)) گفته بود من از گروهى از دانشمندان ادبيات شنيدم كه مىگفتند: سيد رضى زبر دستترين شاعر قريش است.
((ابن محفوظ)) در پاسخ گفت: آرى اين سخن درست است، سپس افزود: در ميان قريش كسانى بودند كه خوب شعر مىگفتند اما شعر آنان اندك بود، ولى كسى كه هم زيبا شعر گفته و هم زياد، جز سيد رضى كسى نبوده است)).
(1) حفظ و نگهدارى آمار خانوادههاى سادات (شجره نامه سيادت).
(2) مراقبت بر صحت انتساب آنان و حفظ شاخههاى سيادت نظير سادات هاشمى، طالبى، علوى، حسنى، حسينى، موسوى و ...
(3) ثبت مواليد و فوت شدگان با دقت تمام.
(4) مراقبت افراد از نظر آداب و اخلاق.
(5) دور نگهداشتن آنان از مشاغل پست و نامشروع.
(6) بازداشتن آنان از ارتكاب گناه و بى حرمتى به قوانين اسلام.
(7) جلوگيرى از تعدى و تجاوز سادات به ديگران و پرهيز از خود برتر بينى.
(8) احقاق حقوق آنان (به عنوان وكيل مدافع).
(9) استيفاى حقوق آنان از خمس اموال.
(10) مراقبت بر ازدواج زنان و دختران آنان، و ممانعت از ازدواج حتى بيوه زنان با ناپاكان و طاغوتيان.
(11) اجراى عدالت و موعظه خاطيان.
(12) نظارت بر موقوفات و استيفاى حقوق آنان از عائدات اموال وقف شده.
(نقل از ((الغدير)) ج 4، صفحات 205 - 307 با تلخ
سيد رضى در سال 380 هجرى قمرى توسط ((الطائع بالله)) خليفه عباسى رياست طالبيين، سرپرستى حاجيان (امير الحاج) و سرپرستى ديوان مظالم را عهده دار شد، و اين در حالى بود كه بيش از بيست و يك سال نداشت. و در 16 محرم سال 403 به ولايت و سرپرستى طالبيين در همه بلاد منصوب گرديد و به عنوان ((نقيب النقباء)) خوانده شد.
سيد رضى به دليل كفايت و شايستگى كه داشت در زمان ((القادر بالله)) خليفه عباسى، سرپرستى حرمين شريفين نيز به وى سپرده شد.
(ناگفته نماند: از آنجا كه سيد رضى نفوذ فوق العادهاى در ميان بنى هاشم و علويين داشت و بزرگ و معتمد آنان بود، لذا دستگاه خلافت چارهاى جز اين نداشت كه اينگونه منصبهاى اجتماعى را به اينگونه افراد بسپارد).
سبط ابن جوزى در ((المنتظم)) ج 7، ص 279 مىگويد: ((رضى بزرگ طالبيين در بغداد بود، وى قرآن را در مدت كمى بعد از آنكه سنش از سى گذشته بود حفظ كرد، و فقه را نيز به طور دقيق و قوى شناخت و فرا گرفت، او دانشمندى فاضل، شاعرى زبردست، داراى همت عالى و متدين بود، روزى مقدارى پشم گوسفند از زنى خريد به پنج درهم و چون آن را به خانه برد و گشود در ميان آن مقدارى نوشته به خط ((ابى على بن مقله)) يافت پس به ذلال گفت تا زن را حاضر كند، چون زن حاضر گشت به وى گفت من در ميان پشمهايى كه از شما خريدم، نوشتهاى به خط ((((ابن مقله)) يافتم، اكنون اختيار با شما است، كه اگر خواهى اين نوشتهها را بگير و با قيمت آن - كه پنج درهم است - دريافت كن، زن پول را گرفت و براى سيد رضى دعا كرد و برگشت، و همچنين سيد رضى داراى جود و سخاوت فراوان نيز بود)))). و به جهت رعايت اختصار در همين جا به اين مطلب خاتمه مىدهيم
***آيا يك گناه، سرنوشت كسى را دگرگون مىكند؟
گاهى يك ويروس وارد بدن مىشود و تمام بدن را فلج مىكند. گاهى يك جرقه زده مىشود و منطقهاى به آتش كشيده مىشود. گاهى يك حسادت سبب توطئه قتل يوسف مىشود. گاهى لقمه حرام يا طمع رسيدن به حكومت، انسان را تا كشتن امام حسين عليه السلام پيش مىبرد.
معمولا هر گناهى، زمينهساز گناه بزرگترى است. قرآن در اين زمينه مىفرمايد: «بَلى مَن كَسب سيّئةً و أحاطت به خَطيئتُه فاولئك أصحابُ النّار هم فيها خالدون» (سوره بقره، آيه 81) كسى كه به سراغ خلافى رود و آثار شوم آن خلاف او را احاطه كند، براى هميشه در دوزخ خواهد بود.
اگر پرده حيا پاره شود، گناه براى انسان راحت مىشود. به همين دليل در دعاى كميل مىخوانيم: «الّلهم اغفِر لى الذّنوب الّتى تَهتك العِصَم» يعنى خداوندا! آن گناهانى كه پرده عصمت و پاكى را هتك و پاره مىكند، بر من ببخش.
***آيا يك گناه، سرنوشت كسى را دگرگون مىكند؟
گاهى يك ويروس وارد بدن مىشود و تمام بدن را فلج مىكند. گاهى يك جرقه زده مىشود و منطقهاى به آتش كشيده مىشود. گاهى يك حسادت سبب توطئه قتل يوسف مىشود. گاهى لقمه حرام يا طمع رسيدن به حكومت، انسان را تا كشتن امام حسين عليه السلام پيش مىبرد.
معمولا هر گناهى، زمينهساز گناه بزرگترى است. قرآن در اين زمينه مىفرمايد: «بَلى مَن كَسب سيّئةً و أحاطت به خَطيئتُه فاولئك أصحابُ النّار هم فيها خالدون» (سوره بقره، آيه 81) كسى كه به سراغ خلافى رود و آثار شوم آن خلاف او را احاطه كند، براى هميشه در دوزخ خواهد بود.
اگر پرده حيا پاره شود، گناه براى انسان راحت مىشود. به همين دليل در دعاى كميل مىخوانيم: «الّلهم اغفِر لى الذّنوب الّتى تَهتك العِصَم» يعنى خداوندا! آن گناهانى كه پرده عصمت و پاكى را هتك و پاره مىكند، بر من ببخش.
***آيا يك گناه، سرنوشت كسى را دگرگون مىكند؟
گاهى يك ويروس وارد بدن مىشود و تمام بدن را فلج مىكند. گاهى يك جرقه زده مىشود و منطقهاى به آتش كشيده مىشود. گاهى يك حسادت سبب توطئه قتل يوسف مىشود. گاهى لقمه حرام يا طمع رسيدن به حكومت، انسان را تا كشتن امام حسين عليه السلام پيش مىبرد.
معمولا هر گناهى، زمينهساز گناه بزرگترى است. قرآن در اين زمينه مىفرمايد: «بَلى مَن كَسب سيّئةً و أحاطت به خَطيئتُه فاولئك أصحابُ النّار هم فيها خالدون» (سوره بقره، آيه 81) كسى كه به سراغ خلافى رود و آثار شوم آن خلاف او را احاطه كند، براى هميشه در دوزخ خواهد بود.
اگر پرده حيا پاره شود، گناه براى انسان راحت مىشود. به همين دليل در دعاى كميل مىخوانيم: «الّلهم اغفِر لى الذّنوب الّتى تَهتك العِصَم» يعنى خداوندا! آن گناهانى كه پرده عصمت و پاكى را هتك و پاره مىكند، بر من ببخش.
***آيا شعارهايى از قبيل «مرگ بر آمريكا» و«مرگ بر اسرائيل» در مسجد و مكانهاى مقدّس صحيح است؟
قرآن در آخرين آيه سوره فتح در معرفى مسلمانان واقعى مىفرمايد: «اشدّاء على الكفّار رُحماء بينهم تَراهم رُكِّعاً سُجِّداً» (سوره فتح، آيه 29) آنان نسبت به كفّار سخت و نسبت به مؤمنان مهربان هستند، آنان را در حال ركوع و سجود مىيابى كه در صدد كسب رضاى خداوند هستند.
در اين آيه، قبل از ركوع و سجود، «اشدّاء على الكفار و رحماء بينهم» مطرح شده است. شعار «مرگ بر آمريكا» و «مرگ بر اسرائيل» مصداق و نمونهاى براى عمل به آيه «اشدّاءُ على الكفّار» است كه در متن قرآن آمده است. البتّه نبايد تنها به سر دادن شعار اكتفا كرد كه بالاتر و بهتر از شعار، شدّت عمل است كه در سايه تحصيل، وحدت، ابتكار، خودكفايى، عزّت نفس، نفوذناپذيرى و دورى از هر نوع سازش و نرمشى كه سبب طمع بدخواهان شود، به دست مىآيد.
قرآن به زنان پيامبر مىفرمايد: اگر تقوا داريد، با نرمى سخن نگوييد، تا كسى كه بيمار دل و هوسباز است، در شما طمع نكند. «اِن اتَّقيتُنّ فلا تَخضعنَ بِالقَول فيَطمع الّذى فى قلبه مَرَض» (سوره احزاب، آيه 32)
1.www.mohammadmehrafrooz.blogfa.comکتابخانه دیجیتال والکترونیک املش
2.www.soatalhakim.blogfa.comاملش،بهشت گمشده زیباوخفته1
3.www.babazm.blogfa.comاملش،بهشت گمشده زیباوخفته2
4.www.amlash-mehr.blogfa.comپاسخگویی به شبهات دینی وقرآنی دراینترنت
5.www.velayat1120.blogfa.comمقابله رودرروباوطن فروشان سلطنت طلب مقیم آمریکا وافشای جنایات اینترنتی آنها
6.www.amlash120.blogfa.comگالری عکس طلایی املش
7.www.amlashnazar.nikblog.comاتاق فکراملش
8. http://zohore1.blogfa.com منتظران ظهور،بیاییم مهدوی باشیم1
9. http://mooud1.blogfa.com منتظران ظهوربیاییم مهدوی باشیم2
10.www.soat-alhakim.ir موسسه فرهنگی هنری صوت الجکیم شهرستان املش(فروشگاه اینترنتی املش)
11.www.imam12_113.blogfa.com منتظران ظهوربیاییم مهدوی باشیم3
12.www.jannate120.blogfa.com معرفی پایگاههای علمی-تخصصی وتحقیقاتی
13.www.aamlashiyan.blogfa.com آموزشی-علمی-هنری
14.www.rezvan113.blogfa.com ارائه راهکاربرون رفت ازبحران معنویت بشری
15.www.aamlashizade.blogfa.com معرفی پایگاههای برتراینترنتی املش
16.www.amlashniyaz120.blogfa.com طرح نیازهای نوین بشریت درعصرآخرالزمان
17.www.amlashyar120.blogfa.com ارائه طریق به محققین درانجام امورپژوهشی
18.www.hhakimiyan.blogfa.com سخنان بزرگان علم-تاریخ-فلسفه وادیان الهی
به نقل از خبرگزاری فارس، در روزهای اخیر دو روزنامه سرشناس انگلیس بر سر كتاب آسمانی مسلمانان به جان یكدیگر افتادند.
بنا بر همین گزارش ، روزنامه دیلی تلگراف، روزنامه گاردین را به عشق به قرآن متهم ساخت.
روزنامه چپگرای گاردین چاپ انگلیس در مقاله ای به قلم ضیاءالدین سردار با عنوان رهایی از بار آینده نوشت: برخلاف پیشداوریهای سنتی كتاب قرآن ساختاری اكثریت گرا و دمكراتیك و در حمایت از حقوق زنان ارائه كرده است.
روزنامه دیلی تلگراف، روزنامه گاردین را به عشق به قرآن متهم ساخت
روزنامه راستگرای دیلی تلگراف بلافاصله روزنامه گاردین را به عشق ورزیدن به قرآن متهم ساخت و بدین وسیله نارضایتی خود را از مقاله مذكور به زبان آورد.
تامپسون نویسنده دیلی تلگراف مقاله سردار را در راستای شیفتگی نسبت به آداب و رسوم مسلمانان ارزیابی كرد.
The mosque in which Imam Ali is buried, in modern day Najaf, Iraq.
- چگونگي پيدايش وهابيت ودليل خطرناك بودن آن
- لايههاي پنهان انجمن حجتيه
- خداى وهابيت قسمت 2
- بهائيت ؛ تعامل با پهلوي ، تقابل با مردم
- مدعيان دروغين
- کفر و شرک در نظر وهابیت و سایر فرق اسلامی 2
- نشانه هاى پيرى و احتضار رژيم صهيونيستى
- نحوه ظهور و بسط آئین بودا
- بهائیت و آمریکا
- چرا همه دنبال ميانبر ميگردند؟
- مكاتب عرفانی نوظهور
- اعترافات دكتر عصام العماد از فرقه وهابيت
- فرقه موريش ساينس تمپل
- فیلم اعتراف وزیر سعودی عربستان منبع وهابیت
- ظهور فرقه اي جديد اين بار منتسب به شيعه
- تحریف آیین مسیح در گذر تاریخ
- اهل حق پيروان محمدبن نُصير
- محمود عباس ، ایرانی و بهائی است
- خداى وهابيت قسمت 1
- كلياتي در باره عرفان و تصوف
- بهائیت؛ پیوند با استکبار
- جنایات وهابی ها در ایران
- گذشته و حال «انجمن حجتيه»
- نقدهایی که بر فرقه وهابیت وارد است
- بازشناسي مباني فکري انجمن حجتيه - بخش دوم


